امروز یکشنبه, 26 آذر 1396 - Sun 12 17 2017



دبیرخانه کنفرانس روابط عمومی



«فهم رسانه ای» در جهت تولد «مای رسانه ای» تحلیل گفتمان رسانه های جهان در قالبی دیگر

 تحلیل رسانه های جهان با شیوه های علمی به ویژه شیوه های کیفی و بخصوص با روش تحلیل گفتمان اقدامی است که بنظر می رسد تا کنون کمتر در سطح رسانه های عمومی کشور مطرح و یا منتشر شده باشد. معمولا اینگونه تحلیل ها در فصلنامه های علمی و تخصصی منتشر شده و خوانندگان خاص خود را دارد.

طرح این مباحث در رسانه های عمومی، نیازمند جرأت، تدبیر، دوراندیشی و فهم رسانه ای است. و این همه حُسن در یکجا می توان در ماهنامه «مدیریت ارتباطات» و البته مدیر مسئول آن جناب آقای امیرعباس تقی پور جستجو کرد که این گام را از شماره دوم ماهنامه مزبور در سال 1389 برداشت و به مدت 3 سال (از 1389 تا پایان 1392) بطور مداوم و مستمر مطلبی با عنوان «رسانه های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمان» را که به قلم اینجانب هر ماه تهیه و تدوین می شد، منتشر کرد و رکورد اولین ماهنامه فراگیر را در نشر مطلب علمی به شکل مداوم و مستمر را به نام خود کرد. شاید نشریات دیگر کارهای مشابهی را در حوزه های دیگر انجام داده باشند، اما تا آنجا که می دانم کمتر نشریه ای موضوع تحلیل گفتمان رسانه های جهان را به این سبک و سیاق و مسلسل وار انجام داده باشد.

کار فراتری که در همین زمینه صورت گرفت، انتشار مقالات هریک سال در قالب کتابی با همین عنوان که تا کنون دو جلد آن برای سالهای 1388 و 1390 منتشر و سومی نیز برای سال 1391 در مسیر انتشار است.

هم به جناب آقای تقی پور تبریک می گویم و هم به همکاران فرهیخته و کوشای این ماهنامه وزین و موفق و هم به خوانندگان علاقمند به این نشریه پیشگام در حوزه علوم ارتباطات.

قطعا تحمل یک رسانه و مخاطبان آن به مدت سه سال برای انتشار یک ژانر خاص رسانه ای، آنهم به عنوان اولین مطلب نشریه، که بیانگر فهم رسانه ای مدیریت ماهنامه است، خودش یک تست بزرگی برای اندازه گیری درجه خواندنی بودن یک نشریه به شمار می آید که یک حرکت علمی است که با اقبال عمومی بسیار خوبی که از ماهنامه «مدیریت ارتباطات» شده است، نشان دهنده موفقیت آن در چنین آزمایش علمی- رسانه ای است.

اما اصولا، هر حرکت رسانه ای نیازمند نوعی از تحول است، اینرا تقریبا همگان می دانند. درک این موضوع، نیازمند زحمت و تلاش فکری خاصی نیست، ولی آنچه که باید مورد توجه باشد، اینکه آیا چگونه می توان ژانرهای مختلف رسانه ای را در قالب یک ماهنامه گنجاند که خوانندگان آن، جدایی و گسستگی موضوعی را در آن احساس نکنند؟ این موضوع، امری است که باید به شدت مورد توجه مدیران نشریات کشور و از جمله ماهنامه مزبور قرار گیرد. ماهنامه ای که تا کنون توانسته است، علیرغم عمر نه چندان طولانی، جایگاه بلندی، هم در میان سایر نشریات کم و بیش شبیه، و هم را در میان اقشار مختلف علمی، دانشگاهی، و عمومی علاقمند به مسائل مختلف ارتباطات را کسب نماید.

تحمل سه ساله ی این نشریه برای نشر مطالبی که اینجانب با مطالعه دهها نشریه جهانی و صرف زمان نسبتا زیاد برای کشف گفتمان های آنها، قطعا یک حرکتی بی نظیر، و در خور تقدیر است. اینرا نه به این جهت می گویم که خود، نویسنده این مقالات بوده ام، بلکه واقعا به این دلیل می گویم که در جامعه ما آنچه که بیشتر از همه مانع حرکت های مستمر برای خلق یک گفتمان رسانه ای می گردد، عموما توسط متخصصان و کارشناسان و بعضا برخی صاحب نظران و گاهی هم استادان می گردد که به جای تحمل و حمایت و ایجاد فضای مناسب برای رشد، معمولا «ضد گفتمان» را به مثابه، یک گفتمان نه پیشرونده بلکه بازدارنده با ریختن آن در قالب های تردید محور و ابهام انگیز فضای عمومی را نه برای ادامه راه و جریان سازی، بلکه برای «ایستایی» و «سکون» و «تردید» آماده می سازند.

چارة دیگری هم نیست. هنوز در کشور ما، تلاش برای ساختن چهره های رسانه ای، البته نه با زور پول و تبلیغات و روابط سیاسی و گروهی، بلکه بر اساس توانایی و خلاقیت نه تنها به یک «جریان متوقف کننده» و یک «حرکت بازدارنده» تبدیل شده، بلکه فراتر از آن به عنوان یک «مسئولیت و وظیفه سنگین» جهت تحقق این جریان و حرکت تلقی شده  است. در همین سی و اندی سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کدام قلم رسانه ای توانسته است که خود را در تلاطم بیشمار موجود خود را نگه دارد و از آسیب های چپ و راست، علمی و عمومی در امان باشد؟

ما اصولا، «ما» را می گوییم، اما در حقیقت خودمان را مد نظر داریم. در حقیقت این جابجایی «من» و «ما» در تاریخ جامعه ما، یک جابجایی عجیب و غریبی است که نیازمند تحلیل و موشکافی است. قطعا این تحلیل می تواند نتایج شگفت انگیزی را ببار آورد. اما اینکه بپذیریم یک «من» با رویکرد واقعی «ما» ایجاد شود و به یک جریان تبدیل شود، تقریبا تا کنون نه تنها به عنوان یک «امر ممکن» تلقی نشده، بلکه قسم های زیادی خورده شده و هنوز خورده می شود که این «امر ممکن» به یک «امر ناممکن» و «غیر مطلوب» و حتی «خطرناک» تبدیل شود و از هر گونه تلاش برای استمرار یک حرکت جهت ایجاد آن جلوگیری شود. بهمین دلیل می گویم، آنچه گذشت، آنهم برای سه سال مداوم، یک رکورد بزرگ رسانه ای در تاریخ نشریات کشور است که به نام ماهنامه «مدیریت ارتباطات» ثبت گردیده است.

اما در همین کنار ما، یعنی در جهان عرب، که معمولا کمتر توانسته ایم با دید فراتر از نگاه تقلیل گرایانه و ارزیابی های منفی بافانه به آن نگاه کنیم، این موضوع به گونه ای دیگر در حال جریان است.

«محمد حسنین هیکل» یکی از چهره های بزرگ رسانه ای است که با نوشته های مداوم و مستمر ده ها سال در روزنامه ها و نشریات مصری بخصوص «الاهرام»، بیش از آنکه یک چهره سیاسی تلقی گردد، یک «چهره ماندگار رسانه ای» شده است.

«فهمی هویدی» نیز چهره دیگری است که با خلق ادبیات متفاوت با جریان غالب بر رسانه های دولتی برخی از کشورهای مرتجع عرب، توانسته است با ادامه نوشتارهای خود در تحلیل مسائل منطقه به ویژه ایران و انقلاب اسلامی، یک چهره ماندگار رسانه ای شود.

و «جهاد الخازن» به عنوان مثال سوم از این جریان که با خلق ستون ماندگار خود در روزنامه فراملیتی «الحیات» لندن، به نام «عیون و آذان» «چشمها و گوشها» سالهای سال توانسته است، مهمترین ستون تحلیلی رسانه ای را به وجود آورد. اینها و بسیاری از مثالهای دیگر از جهان عرب، نشان دهنده وجود یک جریان متفاوت با آنچه که در میان ما می گذرد می باشد. در اینجا لزومی ندیدم از جهان غرب مثالی بیاورم که بنظر می رسد مثالهای آن روشن می باشند.

جهاد الخازن، فهمی هویدی و محمدحسنین هیکل، تنها سه نمونه از «چهره های ماندگار رسانه ای» در جهان عرب می باشند. چهره های بیشماری وجود دارند که تا کنون توانسته اند خود را در سطح جهانی مطرح سازند و خالق جریان های فکری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باشند.

«فهم رسانه ای» یک فهم گسسته از ادراکات مختلف نیست، اما نیازمند یک تجربه طولانی، یک تحمل جدی، یک فداکاری ملی و یک جریان سازی اجتماعی است. فهم رسانه ای هم با توسعه کمی رسانه ای ایجاد نمی شود. تجربه چندین ساله در کشور در دورانهای نه چندان دور، بخوبی این مساله را روشن می کند. «چهره سازی رسانه ای» اگر چه با فهم رسانه ای مرتبط است، اما بیش از همه به فهم رویکردهای مربوط به «جهانی سازی رسانه ای» و «چهره سازی ملی و جهانی» نیازمند است.

هنوز «مای جمعی»، «مای جهانی» و حتی «مای ملی» در حوزه رسانه ای به وجود نیامده است. «مای ما» هنوز در «من فردی»، «من گروهی» و «من رویکردی» مانده است و نتوانسته یک «مای جمعی» فراتر از «من های» گفته شده ایجاد نماید.

آنچه گذشت، تنها یک دغدغه بود. چاره اندیشی در این زمینه را به بزرگان و نخبگان و اندیشمندانی می سپارم که باید «گفتمان سازی رسانه ای» را در این رابطه به وجود آورند و خلق چهره های ملی و جهانی در حوزه رسانه را رقم زنند.

اما آنچه که بر تحلیل رسانه های جهان گذشت، داستان دیگری هم دارد. این جریان به دلیل ضرورتی که احساس می کردم و درکی که در برخی دیگر از مدیران رسانه ای کشور نیز دیده می شد و باید از آن تقدیر کرد و در جهت گسترش آن گام بر داشت، در قالبی دیگر ادامه یافت.

ماهنامه وزین و جدید التأسیس «فرهنگ اسلامی» با مدیریت دکتر اشعری و سردبیری دکتر زورق، که امیدوارم در کوتاه مدت بتواند جایگاه رفیعی در این حوزه مهم را بخود اختصاص دهد، ادامه دهنده همین راه شده است.

تحت عنوان کلی «تحلیل گفتمان رسانه های جهان» و با عنوان «مصر: دیپلماسی عبور از دموکراسی» اولین گام برای تحقق جریان مداوم تحلیل رسانه های جهان اما به شکل تخصصی تر و هر بار برای یک کشور در جهان اسلام، برداشته شد و این مطلب در دومین شماره این ماهنامه وزین در شهریور 1392 منتشر گردید.

البته تحلیل های بعدی که به عنوان مثال برای شماره سوم، در مورد «کشور تونس» و متعاقبا همچنان برای کشورهای دیگر انشاء ا... ادامه خواهد داشت، در راه اند که امیدوارم حیاتی باشد و حمایتی از مسئولان ماهنامه و تحملی از جامعه خوانندگان تا این راه همچنان ادامه یابد.

من ادامه این حرکت، یا به عبارت دیگر، شوق ادامه دادن به این حرکت را مرهون حمایت اولیه ماهنامه «مدیریت ارتباطات» و مدیر مسئول محترم آن آقای امیرعباس تقی پور، که یک شخصیت رسانه ای فرهیخته می باشند، می دانم. می گویند «الشکر لمن سبق»، شکر و تقدیر برای کسی است که گام  اول را برداشته است و بر همه سبقت گرفته است. بنظرم، ماهنامه «مدیریت ارتباطات» با جرأتی که در آغاز بکار برد و این حرکت را آغاز کرد «یخ رسانه ای» را در این زمینه شکست و گامی مهم در گفتمان سازی علمی در سطح رسانه ای غیر تخصصی به معنای آکادیمیک و دانشگاهی را برداشت که برکات و ثمرات آن، اگر چه هم اکنون در آن ماهنامه جلوه گر نیست، اما در ماهنامه های دیگر متجلی شده است. این خود، به معنای تحقق مثال مربوط به کاشتن تا دیگران برداشت کنند، می باشد که شایستگی چنین مقامی برای ماهنامه «مدیریت ارتباطات» همچنان باقی است.

از هر دو ماهنامه و مدیران محترم و فرهیخته و اندیشمند آنها کمال تشکر را دارم که بیش از آنکه به «من» نگاه کنند به تولد «مای رسانه ای» توجه دارند و در صدد رشد «گفتمان رسانه ای» به مثابه یک ضرورت ملی برای رشد «فهم رسانه ای» که فراتر از «سواد رسانه ای» است، می باشند.

پاینده و پایدار باشند.

حسن بشیر

 

 

 


1391 - 1395 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به دبیرخانه دائمی کنفرانس روابط عمومی می باشد .
انتخاب رنگ قالب : آبی ارغوانی سبز قرمز پس 1 پس 2