امروز یکشنبه, 26 آذر 1396 - Sun 12 17 2017



دبیرخانه کنفرانس روابط عمومی



روابط عمومی حرفه ای و حرفه ی روابط عمومی

 دوستی دارم که هرگاه در جمعی از رفقا، سخن از رشته تحصیلی وکشش­های روحی افراد به دروس دانشگاهی به میان می­آید، مشتاقانه و رضایت­مندانه ازتحصیلات عالی خود در مدیریت بازرگانی بعنوان محبوب ترین و شیرین­ترین رشته درسی خود یاد می­کند و دوست دیگرم از رشته حقوق و آن دیگری از اقتصاد و..... هریک با دلایل ویژه خود از رشته مورد پسندشان به تعریف­های جالب توجهی می­نشینند وبا ذوق ادامه می­دهند؛ اگر قرار باشد به­گذشته برگردیم و بازهم تحصیل کنیم، همین رشته را انتخاب خواهیم کرد. در آن جمع هنگامی که نوبت به نگارنده می­رسد، همواره با شور و افتخار از رشته مورد پسند و محبوب خود یعنی"روابط عمومی وعلوم ارتباطات اجتماعی" یاد می­کنم.

 در این یادداشت با ذکر خاطره بالا می­خواهم برای خود و همه شیفتگان این رشته پر جاذبه و پر مسوولیت از این زاویه وارد مبحث "روابط عمومی حرفه­ای" شوم که اساسا هرکار و رشته تحصیلی علاقه مندی و اشتیاق ویژه خود را می خواهد تا فرد در کنار فراگیری­های علمی و تجربی از انگیزه درونی نیز بهره­مند باشد. برای ورود به  این بحث ازطرح این پرسش­آغاز می­کنم که امروزه عموم جامعه، مدیران سازمان­ها، متخصصین علوم اجتماعی، اندیشمندان حوزه ارتباطات و در مجموع ما شرکت کنندگان در این کنفرانسی که باهمین نام برپا شده است، به این پدیده100ساله چگونه می­نگریم؟ وآن را به­عنوان یک رشته درسی دانشگاهی ویایک واحد اجرایی سازمانی چگونه می­بینیم وتحلیل می­کنیم؟

آیا آنگونه که یادکردم و شهرت یافته روابط­عمومی را واحدی پرمشغله و مملو از رمز و رازهای حرفه­ای بدانیم که کارگزار آن باگذراندن دوره­های آموزش مقدماتی، متوسطه وپیشرفته و نیزسپری کردن کلاس­های عملی دانشگاهی می­تواند به مثابه یک کارمند روابط عمومی و فردی ارتباط­گسترشناخته شود و در گروه و اهالی روابط­عمومی قرارگیرد؟یا اینکه مصداق یک کارگزار روابط­عمومی را فردی بدانیم که سال­ها در واحد یا اداره روابط­عمومی کار عملی کرده وچندی را با اهالی آن نشست وبرخاست داشته و به مرور زمان بر این رشته کاری تسلط یافته و به پیچ و خم های کار آشنایی پیدا کرده است؟

در مجموع ما کدامیک از دو فرد( کارگزار حرفه­ای یا کارگزار آکادمیک) را عنصری به تمام معنا روابط عمومی و شایسته نام کارگزار و یا مدیر روابط­عمومی می­دانیم و بجاست که بنامیم؟ کدام یک را کارکشته این فن و مسلط به تمام زیر و بم­های این حرفه می­دانیم و می توان او را از اهالی واقعی و حرفه ای روابط­عمومی به حساب آورد؟

واقعیت این است که؛ در گذر زمان و تحول زندگی شهری و صنعتی جوامع بشری، روابط­عمومی را گاهی "صنعت" و در برهه­ای " علم" و گاهی به عنوان " هنر" معرفی کرده­اند و اندیشمندان این عرصه همچنان در پی ارایه تعاریف دیگری از آن هستند. به اعتقاد من تا کنون هرسه تعریف وتعبیر بسیار درست و در راستای یکدیگر  نام­گذاری شده­اند. همه می­دانیم که روابط­عمومی درپی انقلاب صنعتی وبه شکل واحدی جدید دردل سازمان­ها وکارخانجات صنعتی، متولد وبه سرعت جایگاهی رسمی پیدا کرد و به­عنوان پدیده­ای نوظهور اولین بار از دل صنعت راه آهن و خطوط ریلی ایالات متحده آمریکا زاده شد و به مرور جان گرفت و در ادامه حضورش درکنار صنایع تولیدی، تجاری و فضاهای بازرگانی و دیگر محیط های کسب و کارصنعتی به پیشرفت انکار ناپذیرخود ادامه داد.

مدیران صنایع وسازمان­های بزرگ وکوچک روز به روز بر ضرورت و تاثیرگذاری بی مثال آن پی بردند و از آن بخاطر رویکردهای جدید اطلاع رسانی، مشتری مداری،تبلیغات، بازاریابی و فروش و از همه بالاتر داشتن مهارت کافی به منظور پژوهش وسنجش رضایت مشتریان درفضای زندگی شهری والزامات آن بهره مند شدند. ازآن پس بودکه هریک ازمدیران سعی می­کردند درکنار و زیر نظر مستقیم خود مدیرانی حرفه­ای وکارگزارانی با مهارت درحوزه روابط­عمومی را داشته باشند. با این رویکرد، آرام آرام روابط­عمومی ازسطوح پایین سازمانی و واحدی درحد انتشارات و اعلانات، به مدیران ارشد سازمان نزدیک و نزدیک­ترشد تا جایی­که گاهی تا حد معاونت، ارتقاع سازمانی یافت واز واحدی کوچک در دل یک مدیریت به مرکز روابط عمومی با اداراتی متعدد گسترش یافت.

هرچه درک سازمان­ها و مدیران ارشد مراکز تولیدی، خدماتی و صنعتی از حرفه روابط­عمومی بیشتر شد، این "صنعت" پیشرفت بیشتری کرد و به عصر علم­گرایی خود نزدیک­تر شد و به موازات آن، مراکز آکادمیک نیز دست به کار شدند و زوایای مختلف مباحث روابط­عمومی را به منزله علوم دانشگاهی تدوین و به صورت یک "علم" تمام عیار در مراکز دانشگاهی عرضه کردند. دیگر نه تنها ارتباطات اجتماعی رنگ و بوی علمی به خود گرفت بلکه تبلغات، پژوهش، بازاریابی، مخاطب شناسی و همه موضوعات روابط­عمومی بویژه روابط عمومی دیجیتال با بهره­مندی از فضای سایبر، جلوه­ای علمی به خود گرفت و از الزامات یک روابط عمومی حرفه ای مسلح شدن به تمام موارد یاد شده به حساب آمد.

امروزه در کشورهای پیشرفته و به موازات گذر از عصر صنعتی و ورود بشر به فضای ارتباطات شبکه ای و هرچه عمیق­تر شدن نرم افزار و"هنر" در زندگی شهری او، روابط­عمومی حتی دیگر از مرحله صنعت و علم گذر کرده و در کنار بهره مندی از این دو، به جد پای در مسیر بهره مندی از انواع  " هنر " نهاده است. داشتن یک " روابط عمومی هنرمند " که مسلح به علم و پیچ و خم­های صنعت روابط­عمومی و آگاه به راز و رمزهای هنر روابط­عمومی باشد امروزه یک امتیاز بزرگ برای سازمان­هاست. اینک در پاسخ به پرسش آغازین این یادداشت، بجاست که بگوییم؛ هنر، علم وصنعت روابط­عمومی با هرسه مفهوم خود توانسته است مهارت­هایی را درگذر زمان براین پدیده بی­مانند بیافزاید وتلفیقی شود از "حرفه روابط­عمومی و روابط­عمومی حرفه­ای" که امروزه در کنار مجربین این فن، آموزش دیدگانی از این رشته را شاهدیم که دوشادوش یکدیگر در اعتلای روابط­عمومی می­کوشند.تنها نکته­ای­که نباید هیچگاه فراموش شود این است که؛روابط عمومی یک نیاز و ضرورت  بدون جایگزین برای سازمان­هاست واین حرفه متعلق به عاشقان، شیفتگان و علاقه مندان واقعی این صنعت، علم و هنر است.

علی جهانی عضو انجمن روابط­عمومی ایران و مدرس علوم ارتباطات اجتماعی و روابط­عمومی

شهریور 1393

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

 

 


1391 - 1395 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به دبیرخانه دائمی کنفرانس روابط عمومی می باشد .
انتخاب رنگ قالب : آبی ارغوانی سبز قرمز پس 1 پس 2